دیدم موستانگ طرفدار زیاد داره، گفتم می ارزه که این متن بسیار طولانی رو تایپ کنم پس بعد از خوندن نظر یادتون نره.ممنون.

 

دنیای خودرو-محمد حسن رزاقی: دقیقا یادم نیست، ساعت حدود 9 یا 10 شب بود؛ خیابان سعادت آباد میدان کرج، صدای یک هیولا که ابتدا پیش خود فکر کردم از هیولاهای دست ساز جوانان تهرانی است.

با کمی دقت یک خوروی زرد رنگ با چهار چراغ جدا از هم، روبروی من متوقف شد. فورأ نزد مالک خورو رفتم و درخواست گزارش و آزمایش فنی از خودرویشان را کردم و فردای همان روز به سراغ فورد موستانگ GT500 رفتم. در این شماره به بررسی این خوردی امریکایی و دلربا می پردازیم.

فورد موستانگ GT500 مورد نظر چند وقتی به صورت گذر موقت از جزیره ی کیش وارد تهران شده بود و بعد از مسافرت کوتا همدت به شمال کشور ، به جزیره ی کیش بازگشت. تا آنجایی که اطلاع دارم تا به حال 4 یا 5 دستگاه فورد موستانگ رویت شده است. نوک مدادی، مشکی، سفید(با دو نوار رمز بر روی کاپوت و صندوق عقب، به همراه سقف کروکی) و سبز انگوری، رنگ هایی هستند که این فوردها در کشور با آنها جولان می دادند. البته موستانگ سفید رنگ در شمال کشور رویت شده است.

حالا نوبت به یک اسب وحشی امریکایی 2009 با رنگ بسیار زیبا و جذاب زرد است تا خیابان های تهران را حسابی مجذوب و ویران کند. زمان ملاقات فرا رسید و به همراه یک راننده حرفه ای به سراغ موستانگ می رویم.

نسل اول موستانگ در سال 1964 معرفی شدو در سال 1974 جای خود را به نسل دوم داد. نسل سوم نیز بعد از پایان عمر نسل دوم در سال 1978، در سال 1979به بازار عرضه شد. نسل چهارم نیز در سال 1994 و به مدت 10 سال (1994 تا 2004) بر روی خط تولید کمپانی اعظم فورد قرار داشت.

سال 1005 نمایشگاه امریکای شمالی نسل پنجم فورد موستانگ (در دو مدل کوپه و کانورتیبل) با ظاهری جذاب تر، اسپرت تر وعضلانی تر معرفی و وارد بازار شد. استقبال چشمگیر جوانان و علاقه مندان به خودرو باعث شد تا در سال 2008 نسل پنجم یک فیس لیفت (face lift) کلی شود و با نام موستانگ 2010(نسل ششم) شناخته شود. نمونه مورد آزمایش که حدود 4 ماه از خریداری آن از کمپانی می گذرد و دارای سطح تجهیزات متوسط است، نس پنجم موستانگ محسوب می شود.

فورد موستانگ دارای 3 پیشرانه مختلف بنزین سوز است. پیشرانه ی پایه از نوع 6 سیلندر V شکل به حجم 4 لیتر و پیشرانه دوم از نوع 8 سیلندر و آرایش V شکل با حجم 4/6 لیتر و پیشرانه ی سوم و قدرتمند موستانگ از نوع V8 به حجم 5/4 لیتر با توربو است.

زمانی که درب خودرو را باز می کنید حس عجیبی به شما دست می دهد، داخل کابین را که می بینید شور عجیبی به شما دست می دهد؛ زمانی که روی صندلی های آن قرار می گیرید تنها قسمتی که ملاحظه خواهید کرد هوود یا هواکش پیشرانه است که در وسط کاپوت قرار گرفته. در هنگام استارت هیچ لرزشی احساس نمی شود، حتی زمانی که خودرو در جا کار می کند پیشرانه هیچ صدای اضافی از خود تولید نمی کند.

زمانی که به روی پدال گاز فشار وارد می کنید، با افزایش دور موتور، صدای پیشرانه و سیستم اگزوز موستانگ همچون صدای یک زمین لرزه بدنتان را می لرزاند. قبل از آغاز حرکت با ادوات و تجهیزات داخل کابین برای آشنایی بیشتر کار کردم. در کوتاه ترین زمان ممکن جای دکمه ها را شناسایی کردم.

سیستم TCS در کنار دکمه چراغ هشدار دهنده و دکمه خاموش کننده ی ایربگ سر نشین در پایین دریچه ی تهویه هوا قرار دارند که جا فندکی هم در کنار این سه دکمه قرار گرفته. کمی پایین تر سیستم صوتی shaker500 با CD چنجر 6 خشابی، 2 عدد ساب (SUB) و 4 بلندگو، با قابلیب خواندن فایل های MP3،AUDIO،DVD به همراه ورودی AUX با قدرت خروجی 500 وات قرار دارد.

تمامی دکمه ها حتی سیستم بولوتوث و ورودی AUX بر روی پخش سیستم صوتی قار دارد و کار کردن با آنها نیاز به زمان زیادی ندارد. در بخش پایینی کنسول مرکزی سیستم تهویه مرکزی با 3 نشانگر ساده قرار دارد. زیر آرنجی به همراه جا لیوانی در کنار ترمز دستی و جعبه دنده 5 سرعته دستی، اتاق را کاملأ ساده نشان می دهد. داخل کابین به دنبال جنس مرغوب همانند چرم یا جیر بودم که تنها بخش جزئی از تودری ها از نوعی چرم معمولی پوشانده شده بود. قسمت های دیگر نظیر کنسول مرکزی، داشبورد، غربیلک فرمان و... از نوعی پوشش مصنوعی بهره مند شده است. کابین با رنگ مشکی و طراحی ساده اما اسپرت(به لطف فرمان 3 شاخه و پوشش استیل بر روی دریچه های تهویه و سرعت سنج) به شما می گوید که با خودرویی نه چندان گران قیمت سر و کار دارید، مخصوصأ زمانی که تازه متوجه شوید این نمونه مدل فول آپشن نیست.

نبود پوشش چرم صندلی و سانروف(Sun Roof) برقی، به همراه دیگر تجهیزات و آپشن های مختلف کمی شما را دلسرد می کند. این دلسردی زمانی بیشتر می شود که متوجه می شوید تنها صندلی راننده برقی است و سرنشین کناری باید به کمک دستگیره های تعبیه شده زاویه دلخواه را تنظیم کند.

با این تفاسی امکانات ردیگر این موستانگ را نباید ناچیز برشمرد، دو عدد ایربگ، شیشه های برقی اتوماتیک، کروز کنترل، قفل الکترونیکی درب ها، آینه های برقی، صندلی برقی راننده با تنظیم ارتفاع، آینه های جانبی ضد نور، ترمزهای دیسکی خنک شونده ABS سیستم کنترل پایداری مخصوص فورد با نام TCS صندلی های عقب با قابلیت خواباندن، از دیگر تجهیزات و امکانات این خودرو به حساب می آیند. از محل قرار تا مکان مناسبی که از پیش در نظر گرفته بودیم با خودرو حرکت می کنیم. کاملأ در صندلی ها فرو رفته اید و تنها سر و بخشی از گردنتان از بیرون خودرو نمایان است. زمانی که راننده پای خود را بر روی پدال گاز  تخته کرد، چند ثانیه  بیشتر طول نکشید که دنده ها را یکی پس از دیکری تعویض می نمود.

هنوز وقت بستن کمربند را نداشتم اما کمر و گردنم به طور کامل بر روی صندلی چسبیده شده بود. شتابی که تا به حال نظیر آن را تنها در شورولت کوروت C5 لمس کرده بودم. پیشرانه در دورهای پایین هم صدای دلچسبی داشت و زمانی که دور موتور به عدد 4000 نزدیک می شد، صدای پیشرانه با ورود صدای سیستم اگزوز به داخل کابین، حس عجیبی را به سرنشینان القا می کرد، گویی یک ببر بنگال در حال غرش است.

در حین حرکت با موستانگ، عابرین و رانندگان خودروهای لوکس نگاه خود را حتی زیر چشمی، که دیگران متوجه نشوند به سوی موستانگ می دوختند. برای اولین بار بود که یک غرور کاذب و دروغین به من دست داده بود، گویی مالک خودرو من هستم.

به محل مورد نظر همیشگی که به تازگی پاتوق بسیاری ازماشین بازها و آزمایش کنندگان مجلات خودرویی شده است، می رویم. زمانی که برای پیاده شدن درب را باز کردم، گویی یک وزنه ی چند صد کیلویی را هل می دهم؛ این مشکل در حین باز کردن پدید نمی آید. ظاهر خودرو بسیار زیباست. زیبا، نه از نظر ظرافت بلکه از نظر جوان پسند و اسپرت بودن.

در قسمت جلو 4 چراغ جدا از هم در داخل  سپر و جلو پنجره و چراغ های راهنمای کشیده در گوشه سپر و آرم معروف فورد به همراه کاپوت پهن و کشیده و یک هوود جهت خنک کردن پیشرانه (این هوود تنها در مدل 8 سیلندر نصب می شود) چهره ی خودرو را عضلانی و جذاب تر کرده است. قسمت جانبی خودرو توسط گلگیرهای برآمده و خطوط صاف و شکننده به همراه سقف کشیده، خودرو را شبیه به یک خزنده ی در حال حرکت کرده است. در قسمت عقب، وجود یک باله ی پهن و چراغ های مستطیلی شکل، یک طراحی  ساده را به وجود آورده است. دو عدد سر اگزوز استیل در طرفین سپر و چراغ ترمز در وسط صندوق عقب، بخش های این قسمت را تشکیل می دهند.

نوبت به آزمایش رانندگی می رسد. موستانگ با ابعاد 4770 میلی متر(طول)، 1900 میلی متر(پهنا)، 1380 میلی متر(ارتفاع) و 2720 میلی متر(فاصله بین دو محور جلو و عقب)، بسیار پر ابهت و گیراست.

پشت صندلی قرار گرفته و به کمک دکمه های موجود در سمت چپ، صندلی برقی و آینه ها را تنظیم می کنم. برای روشن کردن پیشرانه، ابتدا باید کلاچ را نگه داشته و بعد استارت بزنید. پیشرانه با صدای طنین انداز روشن می شود و به نوعی آمادگی خود را برای یک مسابقه مهیج اعلام می کند. دنده یک و آغاز حرکت، اولین بار بود که سوار موستانگ می شدم، صدای جیع لاستیک های پیرلی در اندازه 55ZR235/17 و بلند شدن دود سفید کاملأ این موضوع را در همان آغاز حرکت نشان داد. دنده 2 و بعد از چند ثانیه گیربکسطلب افزایش دنده می کند، شتاب بالای خودرو و کوتاه بودن ضریب دنده باعث شد بدون توجه به مسیر کوتاه، سرعت خودرو را به 130 کیلومتر در ساعت برسانم، پای خود را به سرعت بر روی پدال ترمز فشار دادم اما گویی ترمزهای ABS قادر به کنترل راحت خودرو نیستند. چند باری پای خود را بر روی ترمز فشار دادم تا سرعت را کاهش دهم. ابتدا فکر کردم اشکالی پیش آمده اما راننده حرفه ای تیم تست و حتی مالک خودرو به ضعف بزرگ سیستم ترمز اشاره کردند.

پیشرانه 8 سیلندر V شکل با حجم 4/6 لیتر و 3 سوپاپ در هر سیلندر قادر به تولید حداکثر خروجی 300 اسب بخار در 5750 دور در دقیقه و حداکثر گشتاور 433 نیوتن متر در 4500 دور در دقیقه است. اگرچه این پیشرانه بدون توربو (مدل توربو دارای 400 اسب بخار می باشد) است اما از شتاب بالا و عملکرد خوبی برخوردار است. به نظر من اگر تمامی قسمت های موستانگ نظیر کیفیت پایین داخل کابین دارای نقیصه و کمبود است، اما قیمت مناسب و پیشرانه بی نظیر، این نواقص را جبران می کنند. به طوری که در هیچ زمانی از رانندگی احساس خستگی و بی حوصلگی به شما دست نمی دهد حتی در ترافیک. در حین رانندگی تسلط بسیار خوبی بر روی سطح خیابان داشتم، مخصوصأ وجود هوود بر روی کاپوت تا اندازه ی چشم گیری در تشخیص فاصله با خودروی جلویی کمک می کرد.

آینه های مستطیلی بزرگ جانبی نیز میدان دید خوبی را فراهم می کردند. فرمان بسیار نرم و راحت عمل می کند. بر روی غربیلک فرمان تنها شما قادر هستید تا کروز کنترل را با دکمه های قرار گرفته در سمت چپ و راست کنترل کنید. حالت سکون کامل و بعد فشار بر روی پدال گاز باعث می شود تنها در مدت زمان 6/7 ثانیه این اسب وحشی به سرعت 100 کیلومتر در ساعت دست پیدا کند که در حالت استاندارد این عدد 4/9 ثانیه اعلام شده است. البته وجود دو سرنشین و شرایط سوخت استفاده شده خودرو در کشور و فاصله از سطح دریا چنین رقمی را برای ما حاصل کرد.

موستانگ 1778 کیلوگرمی در مدت زمان 15/2 ثانیه به سرعت 140 کیلومتر در ساعت دست پیدا کرد و حداکثر سرعتی که توانستیم ثبت کنیم 160 کیلومتر در ساعت بود.لازم به ذکر است از دیگر نقاط ضعف این خودرو در حین حرکت با سرعت بالا، ضربات محکم وارد شده به داخل کابین بود. طبق اظهار مالک خودرو قیمت تقریبی موستانگ به علاوه ی هزینه ی پلاک در حدود 45 میلیون تومان شده است.

در پایان از آقای «فرزاد الله وردی» مالک خودرو که وقت فراوانی را در اختیار ما قرار دادند و دوست و همکار عزیزم عماد جعفری و آقای میلاد مهرآذر که در تمامی مراحل آزمایش یاور ما بودند، تشکر می کنم. در همین جا از تمامی مالکین خودروهای کمیاب، کلاسیک و خاص در صورت تمایل جهت انجام گزارش و معرفی خودرویشان درخواست می کنیم تا با دفتر هفته نامه ی دنیای خودرو تماس بگیرند.

 

به نقل از روزنامه دنیای خودرو.



تاريخ : سه شنبه پانزدهم دی 1388 | 17:14 | نویسنده : NOVA |